از شیر گرفتن پسرک دردونه
سلام با یه پست دیگه و با یه خبر تازه دیگه باز اومدم


حدودا یه ماهی هست که شروع کردم محمد پوریا جونم رو از شیر بگیرم و بالاخره در تاریخ اول آبان موفق شدم
البته نباید یادم بره و بگم که خود گل پسرم خیلی کمک کرد اوایل سعی کردم موقع های که شیر نمی خواستی رو حذف کنم بعد آروم آروم هر وقت شیر میخواستی حواستو پرت میکردم با کتاب قصه و اسباب بازی و شیرین کاری
و فقط شب ها شیر میخوردی حدودا ده روز پیش با راه رفتن و رو پام گذاشتن خوابوندمت
و با شیشه شیر بهت شیر دادم تا اینکه یه شب خودت که از خواب بیدار شدی آب خواستی و از اون شب دیگه بهت شیر هم ندادم البته یه شب در میون هم اولش خودم میدادم چون دلم نمیومد ولی بالاخره الان دیگه تموم شد .گل پسر قند عسلم در یک سال و هشت ماه و 12 روزگی از شیر گرفته شد و تازه اصلا بهونه هم نگرفتی و اصلا سراغشم نیو مدی و نمیایی البته اینجوری خودم هم اصلا اذیت نشدم فقط یه خورده ناراحتم که زود از شیر گرفتمت.![]()
از زحمات بابایی هم تشکر میکنیم چون آقا بابایی هم خیلی کمک حال ما بود و کمکمون کرد.![]()
![]()
![]()
![]()

خیلی خیلی دوستت داریم چون تو تمام سرمایه و عمر و زندگی مایییییییییییی
![]()
![]()


از شیر گرفتن پسرک دردونه
